X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

نه گفتنی !

بعد از یه سال بهم زنگ زدی بی معرفت ... کِی زنگ زدی ؟ برای چی زنگ زدی ؟ زنگ زدی تسلیت بگی ؟ بگی تو غمم شریکی ؟ اشکال نداره .. بازم ممنونم .. لطف کردی .. اما اگه بدونی چقدر دلمو هوایی کردی .. چقدر .. چقدر .. چقدر  

تو این مدت که نبودم همه چیز قاطی شده بود .. فعلا که تا آخر سال همه چیز سر جاشه اما بعدش چی بشه رو نمی دونم .. نمی خوامم بهش فکر کنم .. دیگه قلبم کشش این همه استرس و درگیری و هیاهو رو نداره .. دلم می خواد برم یه گوشه ی این دنیا از صبح تا شب کار کنم .. آخر شب وقتی بر می گردم خونه هیچ کس منتظرم نباشه ... 

دلم یه خونه میخواد که فقط و فقط برای خودم باشه. که بعضی وقتها بوی سیگار بپیچه همه جاش. که اگر کسی آمد و مهمونم شد، براش قلیون سیب چاق کنم و با هم نرد بازی کنیم . 

خونه ای که همه ی دیوار هاش کتاب خونه باشه . که یه قفسه داشته باشه پره عروسک. 

یه خونه که همه جاشو پره گل کنم . که بعضی وقتها صدای آهنگم گوشه همسایه هامو کر کنه ... که برقصم و بچرخم بدون اینکه کسی نگام کنه.  

 

دلم گرفته .. دلم برای خودم تنگ شده .. برای خودم بدون قرص و آمپول آرامبخش .. برای خودم که 10 روز تهرون بی خیالی طی کردم .. 

 

امشب شب هفت خواهرمه .. گلریز .. عزیز .. عزیز ... نمی دونم چی بگم .. تو این 6-7 روز فقط قایم شدم  که کسی رو نبینم تا بهم تسلیت بگه ..  

 

گیگیل تا حالا دو تا پست برام تو پیجه 360 نوشته .. یکیش در مورده خودم بود که پاکش کرد .. یکیشم در مورده خواهرم .. می خوام بذارمشون اینجا .. نمی دونم برای یادگاری یا یاد آوری .. ولی دلم می خواد .. پس میذارم : 

 

1- درد نامه   

سلام  

 "سلامی با چشمانی پر از اشک به عزیزی مهربان ، به کسی که اگر خودم ندیده بودمش و صدایش را نشنیده بودم باور نمی کردم که نسل این فرشتگان هنوز در این جهان باقی مانده ،امشب باید فکر کنم به خودم به آینده به اینکه آخرش که چی؟ وقتی سرم رو روی بالش چرخوندم ناخوداگاه یاد شب هایی افتادم که از غصه گریه می کردم به خاطر یک حرف سرد به خاطر بی توجهی یک عزیز، وای که چه سخته که بخواید آروم گریه کنید تا کسی نفهمه داری گریه می کنی فقط می تونی اشکات رو از زیر پلکات هدایتشون کنی که آروم ومخفیانه روی گونه هات بیان و در این حالت خوابت ببره و فردا با چشمهای باد کرده پاشی و روز از نو روزی از نو  

یاد اون قدیم ها افتادم که همه کسم بودی یاد اون روز هایی افتادم که می امدی تو کتاب خونه می نشستی و درس خوندنمو تماشا می کردی میرفتی برام خوراکی می گرفتی یاد شب های امتحان افتادم که کلی دلداریم می دادی که استرس نداشته باشم یاد نذری که واسه کنکور من کردی می افتم .بازم اشکام داره خودشونو لوس میکنن .این چیه که داره گلوم رو فشار می ده؟ اون روزا واسه اومدن سر ماه و حقوق گرفتن چه لحظه شماری میکردم ولی حالا چک حقوقم رو تا وسط ماه نمی رم بگیرم چرا؟؟؟؟؟یادته برام حساب باز کردی که پولام رو بذارم اونجا تا خرجشون نکنم؟؟؟؟ همه اون روزا گذشت همه گذشت و شد خاطره تلخ ولی من و تو که می دونیم چرا تمام شد .من تمومش کردم من گذاشتم و رفتم دیگه نمی تونستم .دیگه طاقت کارای بچگانه رو نداشتم دیگه نمی تونستم بمونم . بعدشم جریان خارج رفتن کوفتی من و اوج اشتباهات تو شروع شد و همه چیز رو تــــــو من خراب کردی همه چیز رو.. دوست داشتن، عاشق شدن . 

از هر چی زن بدم اومد حتی از مادرم که عزیزمه و تا آخرعمر نوکریش رو می کنم بعدشم که شدم مثل دیونه ها ومست ها به این در و اون در زدم تا این زندگیه کوفتی تموم بشه .ولی نشد که نشد .گفتم هر چی کشیدم بسه زدم به طبل بی عاری و الکی خوشی تا بگذره این چند روز. دیگه واسم مهم نیست کی هست کی نیست ،آیندم چی می شه چسبیدم به کار و درس ، بعضی وقت ها هم یه تفریحی میکنیم .این شده کار دستی تو عزیزم تو زندگیم .ولی اینم بگم که خیلی خوبی کردی به من.خیلی مردی به خدا .هنوزم دوست دارم لعنتی .خیلی مهربون بودی بام خداییش واسم کم نذاشتی منم خیلی بدی کردم بهت می دونم خودم ،معذرت میخواهم عزیزم . . . . . . خوب حالا تو بودی می گفتی با زندگیت لج نکن؟ دیدی کار ما از این حرفا گذشته؟ ندیدی که چه کشیدم ، ندیدی که چرا این قدر اون کسی که همه می گقتن چه پسر صبوریه حالا یه دفعه از کوره در میره  

نمی فهمی 

 نمی فهمی 

 به خدا نمی فهمی  

به خدا نمی فهمی 

 به خدا نمی فهمی . . . . .  

ولی تو خیلی خوبی ، خیلی مهربونی ،هنوز چشم گفتنت تو گوشم هست ولی من دیگه آدم نیستم من یه آدم آهنیم یه شعری قبلا واسه خودم می خوندم 

 جز دو چشمم هیچ کس آبی بر این آتش نریخت  

مردم چشمان من از چه رو شمع مزارم شده  

دوست دارم ولی چه فایده گلم ، چه فایده بهارکم  "

 

 

2- کجا رفتی ای آبروی دو عالم   

                              با هر اشک هنوز در چشمان تر منی  

 " داشتم از جلوی خونتون رد می شدم از دور که پارچه سیاه رو دیدم با خودم گفتم که پرچم یا حسین باید باشه وقتی آمدم نزدیک و دیدم اسم حسین روش نیست گفتم حتما ماله همسایه بالاییتونه ،اما وقتی خوندمش خشک شدم سر جام گفتم خواب دیدم ،نمی دونستم چی باید بگم یاد اون روزی افتادم که معصومانه تو حال خوابیده بودی ،می دونم خیلی عذاب کشیدی می دونم خیلی حرفه 20 سال رنج کشیدن،هنوز یادم نرفته کی مثل مادر بالا سرت بود و ازت مراقبت میکرد ،اخه اونم از جنس خودت بود گل بود،تازه امروز فهمیدم چی می گی وقتی میگفتی دست خودم نیست 

 اشکام همین جوری میاد تا خونه گریه کردم و آمدم اینجا برات بگم که منم شریک غمت بدون رفتی و تو چه روزی هم رفتی ،تعجب نداره چون مثل فرشته ها بودی بدون گناه ،پاک ، معصوم،من نفهمیدم اخه این همه عذابی که کشیدی واسه پاک شدن کدام گناه بود اخه تو که گناهی نداشتی خیلی غریب رفتی خیلی . . . .  

یادته بهت گفتم: رنگ مشکی خیلی بهت می یاد ولی نمی خوام هیچ وقت با لباس مشکی ببینمت؟  

یادته بهم گفتی: سر قبر من که می آیی پیرهن سفید به تنت کن بارها بهت گفتم آقا رنگ مشکی به تو نمی آید 

 دیشب دلم پر کشیده بود برات گفتم بهت اس ام اس بدم گفتم نه  

دیروز ختمش بود ولی من نمی دونستم به جون خودت وگرنه می آمدم خیلی دلم برات تنگ شده گلم "

 

 

 

 خوب اینم از این ... ثبت شد رفت جزء زباله دانه تاریخ ... دلم برات تنگ شده .. دلت برام تنگ شده ولی به قول خودت چه فایده گلم ؟ 

 

 راستی قبل از رفتن یه چیزی بگم فعلا به‌ روز شدن این وبلاگ از ثانیه تا روز و هفته و ماه و سال خواهد بود! بسته به کرم او و حال من! پس ناراحت نشید از نبودنم . ( گرچه فکر نکنم کسی دیگه منتظرم باشه !!!!‌) 

 

یا حق

[ یکشنبه 22 دی 1387 ] [ 19:51 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85572

بک لینک فا