X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

 

در آوار خونین گرگ و میش

دیگر گونه مردی آنک،

که خاک را سبز میخواست

و عشق را شایسته زیبا ترین زنان

که اینش

به نظر

هدیتی نه چندان کم بها بود

که خاک و سنگ را بشاید.

چه مردی! چه مردی!

که میگفت

فلب را شایسته تر آن

که به هفت شمشیر عشق

در خون نشیند

و گلو را بایسته تر آن

که زیبا ترین نام ها را

بگوید.

و شیر آهن کوه مردی از این گونه عاشق

میدان خونین سرنوشت

به پاشنه آشیل

در نوشت.

رویینه تنی

که راز مرگ اش

اندوه عشق و

غم تنهایی بود.

" آه اسفندیار مغموم!

تو را به آن که چشم

فرو پوشیده باشی! "

" آیا نه

یکی نه

بسنده بود

که سرنوشت مرا بسازد؟

من

تنها فریاد زدم

نه!

من از

فرو رفتن

تن زدم.

صدایی بودم من

- شکلی میان اشکال -،

و معنایی یافتم.

من بودم

و شدم،

نه زان گونه که غنچه ای

گلی

یا ریشه ای

که جوانه ای

یا یکی دانه

که جنگلی

راست بدان گونه

که عامی مردی

شهیدی،

تا آسمان بر او نماز برد.

من بی نوا بنده گکی سر به راه

نبودم

و راه بهشت مینوی من

بز رو طوع و خاک ساری

نبود:

مرا دیگر گونه ای خدایی میبایست

شایسته آفرینه ای

که نواله ناگزیر را

گردن

کج نمیکند.

و خدایی

دیگر گونه

آفریدم. "

دریغا شیر آهن کوه مردا

که تو بودی،

و کوه وار

پیش از آنکه به خاک افتی

نستوه و استوار

مرده بودی.

اما نه خدا و نه شیطان

سرنوشت تو را

بتی رقم زد

که دیگران

می پرستیدند. 

بتی که

دیگران اش

می پرستیدند.

 

کی فکرشو می کرد تو جامعه ای که مهمترین خبرش مربوط به برادرای عرب اون ور آبهائه .. تاخیر ۲-۳ روزه تو نوشتن یه پست صیاصی باعث از دهن افتادنش بشه ؟‌ 

هفته پیش این موقع هممون تو چه حال و هوای قشنگی بودیم .. کی فکرشو می کرد تو هفت روز این همه اتفاق بیفته تو کل کشور ؟؟  

این روزا میدونای شهر دیگه جایی برای کم کردن سرعت و راهنما زدن نیست .. ساعت ۹ شب دیگه ساعت بیرون گذاشتن آشغالها نیست .. اینترنت دیگه برای سرگرمی و تفریح نیست .. خرداد دیگه ماه امتحان دانشجو ها نیست .. و هزار تا هستی که نیست شده .. تو این یه هفته هر چیزی یه معنای تازه گرفته ..این روزا اگه سیاه و سفید و سبز رو با هم قاطی کنی نتیجه اش میشه قرمز .. قرمزه قرمز مثل خونی که تو رگهای من و توئه ! 

اما می دونی چی دلمو به درد میاره ؟ اینکه این همه اسماعیلی که دارن با پای خودشون به قربانگاه میرن فقط و فقط به خاطر انتقال قدرت بین آقایون خودشون رو از دیدن خورشید فردا و فرداها محروم می کنن !!  

 شیخ تو بیانه دومش گفت که اختلاف از سال ۶۹ به وجود اومد .. سید س.بز پوش تو اطلاعیه هاش مدام و مدام به همسو بودن با نظام تاکید می کنه !!  ولی هیچ کی نمی خواد این نشونه ها رو ببینه یا بهشون فکر کنه !

این چیزی که این روزا داریم می بینیم و می شنویم فقط و فقط نمایی از یه اختلافه بزرگه بینه سردمدارانه قدرت ..  اختلاف بر سر جم.هوری اس.لامی یا حکومت عدل اسلامی .. اختلاف بر سر رهبریت یک روحانی یا مجموعه ای از روحانیون .. اختلاف بر سر زورگویی به دو شیوه ی سنتی و مدرن .. فقط همین !!   این وسط منو تو رو انداختن وسط با یه مشت دستبند سبز ... اسمش را گذاشتن روشنفکری و دگر اندیشی و مدرن بازی ... 

هه ! مدرنیته با س.بز س.یدی ... مدرنیته با داد زدن و نشان دادن رای قبل از انتخابات .. مگه  تو جامعه های مدرن  رای گیری  انتخابات مخفی نیست پس این همه سر وصدا برای چی بود ؟ 

وقتی رایتو گرفتی دستتو داد زدی یعنی  داری خودتو از بین هزار تا آدمه بی چهره نشون می دی و این یه شیوه ی خیلی خوبه برای سرگرم کردن جوونها و دوستی بینشونه !! ولی واقعا ْ اون بالایی ها اینجور دوستی ها رو قبول دارن ؟

جلو رفتن با ریشه دوندن تو اعتقادات مذهبی و سید بودن و برگزیده بودن و خوب بودن یه ابزاره سنتیه برای رسیدن به جامعه مدرن که هیچ عقل تحلیل گری نمی تونه اینجور مدرنیته در آمیخته با سنت رو قبول کنه !!‌ 

من گفتم از نتیجه خوشحال و مشعوفم چون به نظر من حداقل اثرات اون دیازپامی که به خورد ملت دادن پرید و فهمیدن واقعاْ کجان !! 

 اما به شدت به این مسئله معتقدم که این خاک تشنه عقل و عشقه نه خون !   

 

لینک روز : گوگل به دنبال مناسبت ها یا .... ؟  لطفا ببینید!

 

برای تو  :نبودنت همه جا پره و این خیلی اذیتم می کنه ... دلم شکسته .. دلم گرفته .. دلم سوخته .. دلم دیگه چی شده بیتانم ؟‌

 

[ پنج‌شنبه 28 خرداد 1388 ] [ 23:29 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 84953

بک لینک فا