X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

دلم آروم و قرار نداره .. نمی دونم کجایی و تو چه وضعیتی و این حالمو بد می کنه ! 

 برای فرار از اینهمه استرس و دلتنگی و دلشوره میام نت و شروع می کنم به سرچ کردن راجع به آلبانی !

قبل از هر چیزی سرود ملیشونو دانلود می کنم .. 

 نمی دونی اون مارش نظامی با اون کلمه های عجیب غریب و دیدن اون پرچم سرخ اژدها نشون چقدر ضربان قلبم رو بالا می بره ..  

درست مثل وقتی شدم که پسر عموم از کره با مدال نقره ریاضی برگشته بود و تیم استقبال داشتن مارش نظامی می زدن !!!

می رم سراغ ویکی پدیا و بقیه خبرگزاریهای رسمی و غیر رسمی ...  

بعد از اینکه چند تا پیچ و باز بسته می کنم یکم آروم تر می شم ..  

الان دیگه می دونم تو این کره خاکی تو یه جایی هستی که با یونان مرز خاکی داری و با ایتالیا مرز آبی ..

یه کشور تازه استقلال یافته که زیادم نباید به اروپایی بودنه خودش بنازه چون تازه از زیر یوق کمونیست در اومده و پیشرفتی درش دیده نمیشه !

جمعیت سه میلیونی اونجا در مقایسه با جمعیت هفتاد میلیونی کشور من مثل یه جک دسته چندم فقط نیشخندو رو لبای آدم میاره ...

مردم اونجا و شهراش در مقایسه با مردم سرزمین من و وطن من حرفی برای گفتن ندارن چه از لحاظ فرهنگی .. چه تاریخی .. چه اجتماعی ..!

اصلاً کشوری که فقط یه دانشگاه داره رو چه مقایسه با کشورمن که از هر نوع دانشگاهی محض رضای خدا ده نوعشو برای اشانتیون داره !

هر چی بیشتر می خونم با وجود شناختی که از تو و روحیاتت دارم بیشتر می فهمم که بد جوری تو ذوقت خورده دیدن محیط اونجا !

همین جور که دارم تو نت جلو می رم می رسم به یه وبلاگ که نویسنده اش یه ایرانیه مقیمه آلبانیه .. 

 یه وبلاگ که رنگ و بوی روزانه نویسی نداره و انگار 3-4 سال پیش نویسنده اش برای یه همچین شبی نوشته تا کسی مثل منو از نگرانی در بیاره !

Flp (نویسنده وبلاگ ) تواولین پستش راجع به برخورد مامورای فرودگاه مادر ترزای تیرانا – تنها فرودگاه بین المللی پایتخت آلبانی – نوشته .. 

 از سردی و بی برقی زمستونای آلبانی و از وضعیت خراب جاده فرودگاه تا شهر که البته بعدش توضیح داده که جاده تو سال 85 خراب بوده و بعدش از اون حالت در اومده ...

همینطور که Flp داره از چاله چوله های سطح شهر و سیمای آویزون تلفن و برق و میلگردای داخل چاله های خیابونا که خوراک آدمای نا آشنای سر به هوای تازه وارده تیراناست می گه دلم به شور می افته و تو دلم مدام می گم بیتانم حواست باشه زمین نخوری .. زیر پاتو درست نیگاه کن عزیزم !!

Flp نوشته آلبانی سرزمین پمپ بنزین و رستورانه ! 

بعد به طور مفصل در مورده رستورانها و کافی شاپای زیاد سطح شهر و بین راهی نوشته ..این مطلبش خوشحالم می کنه چون خوب می دونم خوشت میاد که تو یه همچین جاهایی چایی و قهوه بخوری !! 

 وقتی بیشتر خوشحال می شم که می خونم دو تا رستوران توی تیرانا هست که مال ترکهای ترکیه است: یکی رستوران استانبول و یکی دیگه رستوران افندی که مال شخصی به اسمه احمده که  16 سال پیش از ترکیه به آلبانی آمده و الان تو یکی از خیابونهای خوب تیرانا یک رستوران جمع و جور با غذاهای عثمانی – ترکی داره . 

دارم تو خیالم به این فکر می کنم که این دو تا رستوران می تونن پاتوق خوبی باشن برای تو و مهندس احمت و صد البته که جای من خالیه اونجا کنارت پشت میزایی که پره از غذاهای لذیذه ترکیه !!

وقتی Flp از سگهای ولگرد سطح شهر نوشته کلافه می شم .. می دونم فوبیای ترس از سگ داری و می دونم دیدن این حیون اونم به صورت گله ای طوری که Flp تو نوشته هاش نوشته چقدر روحیه اتو خراب می کنه و تو دلم از خدا می خوام که این مسئله هم مثل وضعیت بد جاده فرودگاه تو این سالها کم رنگ شده باشه !

Flp از کوه تومور و کوهستان دایتی و باکره های قسم خورده کوهستانهای آلبانی گفته .. از کولی ها سطح شهرها و مهاجرین و کمونیستها و طبیعت بکر آلبانی .. از بونکرای تو جاده که یادگاری های جنگ جهانی ان .. از مراسم نوروز بکتاشیان و محرم فرقه های دیگه .. از واحد پولو دین مردم آلبانی ..از اینکه رتبه ی پنجم باندهای تبهکار اسپانیا مربوط به آلبانیاییهاست  ولی این مردم فقط خارج از کشورشون خطرناکن و داخل کشورشون بچه های سر به زیرین .. 

Flp از هر چیزی که فکرشو بکنی در مورده این کشور دست نخورده و بدوی و غیرمتمدن و خطرناک  نوشته و نوشته و نوشته و من همه اش دارم به این فکر می کنم که چقدر خوب می شد که با هم همه این چیزا رو می دیدیم وتجربه می کردیم !  

بیتانم 

 تو الان کجای این سرزمینی؟؟

دلم عجیب تنگ شده برات دردونه ....  

 الان داری چه کار می کنی ؟  

هیچ حواست به دله تنگ من هست ؟

کی می تونه آتیش این دیگ پر از سیر و سرکه رو که تو دله من روشن شده خاموش کنه ؟  

عجیب دارم می سوزم از گرماش !!  

زنگ بزن بیتانم 

زنگ بزن قربونت برم  

زنگ بزن  

... 

 

۲:۱۳ صبح : وقتی نوشتن این پست تموم شد .. بیتانم آن شد .. خدایا مرسی ..مرسی .. مرسی   تموم اون چیزایی که Flp راجع به فرودگاه و ماموراش نوشته بود درست بوده

[ چهارشنبه 11 شهریور 1388 ] [ 01:10 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 84953

بک لینک فا