X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

امروز یه بنده خدایی بهم گفت خانوم نانی !!

یه لحظه فکرشو بکن ... نه فقط جان من یه لحظه فکرشو بکن !!!

همون خانوم مرغه تو کارتون قلعه هزار اردک که همیشه یه دستش به گردنش آویزون بود و وقتی از در میخواست بیا تو دیوار می شکست !!

وقتی طرف بهم گفت خانوم نانی اولش چند دقیقه خشکم زد .. بعد یه عالمه جیغ جیغ کردم سرش .. بعدشم کلی خندیدیم با هم .

من نانی رو دوست داشتم با همه ی سادگی و لمپنیش !! و به نظرم خانوم نانی بودن زیادم بد نیست !

قلعه هزار اردک با نانی و ایگور و داک بزرگ از کارتونای مورد علاقم بودن و هستن !!

اینجور مورد خطاب واقع شدن امروزم مثل یه پس گردنی نرم که از سر صمیمیت دوستی به دوستش می زنه به دلم نشست..

 به نظر خودم وجه تشابه من و خانوم نانی همون مهربونیه نا متعارفمونه و خشانتی که پشتش چیزی جز صمیمیت نیست ! (حالا بماند که طرف در من چه دیده که بهم گفته خانوم نانی ..... )

این روزا حال و روزه درست حسابی ندارم .. مثل مرغ سرکنده ام .. انگار یه چیزی رو گم کردم .. هیچ چیزی آرومم نمی کنه و اگر نبود همراهی شما و دوستای دنیای واقعی ام هیچ بعید نبود که به جای خانوم نانی بهم می گفتن قورباغه دیوونه ( همون که آهنگ کلیپاش یه مدت خیلی گل کرده بود ! )  

حس می کنم من و سرنوشتم تو یه خلاء بد معلقیم و هیچ معلوم نیست که قراره جاذبه ی کدوم کره ما رو به سمت خودش بکشونه ! هیچ چیزی بدتر از بلاتکلیفی نیست رفقا .. هیچ چیز ! 

فکر کنم این بنده خدا درست گفته ...من تو قلعه هزار اردک با ارواح خبیثش گیر کردم و این قلعه اینقدر غیب شده و ظاهر شده که دیگه زمان رو گم کردم !!  

بیتانم : اینقدر تو رو دوست دارم که هیچ کسی .. کسی رو اینجوری دوست نداره ...  

اینقدر برات می میرم  .. قد یه دنیا خوبی .. قد هزار تا ستاره .. 

بی تو دلم می گیره .. وقتی تنها می شم کارم انتظاره .. 

اینقدر تو رو دوست دارم که ....................

[ جمعه 13 شهریور 1388 ] [ 00:44 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 84953

بک لینک فا