X
تبلیغات
رایتل

نه گفتنی !

سلام به همه ی دوست جونای گلم که تو پست قبل حسابی منو بیتانم رو شرمنده مهربونیاشون کردن .. سلام گرم منو بیتان خان رو پذیرا باشی  

تو این دو روز نمی دونید بیتانم چقدر از دیدن کامنتاتون ذوق کرده ..روزی 100 بار میامد وبلاگمو نیگاه می کرد و از دیدن مهربونیاتون کلی خوشحال می شد ..

مطمئن باشین اگه می تونست احساسشو حرفاشو دقیق و کامل به زبون فارسی بنویسه یه طومار نوشته بود من باب تشکرات ویجه از شوما

وقتیکه از منم خواست یه متن براش به فارسی بنویسم که مضمونش این باشه که دوستای من دوستای بیتانم هم هستن شدیدا از طرف ممیزی یاپی خانوم باهاش برخورد شد 

خلاصه که اینجوری قرار شد خودم بیام ازتون تشکر کنم و از اونجایی که بنده تو جواب کامنت دادن یکم تنبل تشریف دارم گفتم بیام یه پست تشکرنامه بزنم براتون :

دوست جونا واقعا ممنونم که دله بیتانم  رو تو مملکت غریب شاد کردید و امیدوارم بتونم جوابگوی محبتاتون باشم 

 

بچه ها انگار شرکت داره دوباره رونق میگیره و قرار نیست بیکار شم ولی نمی دونم چرا این روزا با وجود اینکه زیاد کاره عقب افتاده تو شرکت دارم اما دست و دلم به کار نمیره ! الان دقیقاْ از مرداد به این ور که بیتانم رفته از شرکت حوصله ی کار کردن ندارم و یه جورایی حقوقم مشکل دار شده به قول آخوندا پس از لحاظ شرعی برای ایجاد انگیزه در کارمنداتون و بالا بردن بازدهی کاریشون یکی یک بیتانم بهشون بدید و بیتانمشونم ازشون دور نکنید  

برام دعا کنید دوباره انرژی و انگیزه پیدا کنم برای کار کردن توی اون شرکت

 

برای آقای رئیس نیویورک رفته :

تفنگ‌ات را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خون‌بار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن!

من اما پیش ا‌ین اهریمنی ابزار بنیان‌کن،
ندارم جز زبانِ دل
دلی لبریز از مهر تو، ای با دوستی دشمن!

زبان آتش و آهن،
زبان خشم و خون‌ریزی است!
زبان قهر چنگیزی است!  

بیا بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید!

برادر، ای برادر!
گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگ‌ات را زمین بگذار
تا از جسم تو
این دیو انسان‌کش برون آید. 

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده است، چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ غفلت این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی و حق با تست
ولی حق را، برادر جان،
به زور این زبان‌نافهم آتش‌بار،
نباید جُست!

اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگ‌ات را زمین بگذار!

    ( فریدون مشیری )

[ جمعه 3 مهر 1388 ] [ 19:10 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 84785

بک لینک فا