X
تبلیغات
زولا

نه گفتنی !

 

 

 

 

 

این روزا تمام محتویات سینی بالا + ۳ نوع قرص و کپسول و شربت و ۳ تا آمپول و سرم دیگه + یه مقدار خون تو رگای من در حال حرکته .. همه اش بی حوصله و بی حالم . 

نتیجه این همه تزریقم فعلا بعد از ۲ روز شده رگای داغونی که دیگه سوزن سرم توشون نمیره و تمام سرما رو از رو دست برام می زنن:  

 

 

( این دستم اوضاش بهتر از اون یکیه ) 

  

بعد تو به همه ی اینا اضافه کن که صبح به زور دست و پاتو که هیچ جونی توشون نیست رو از تختخواب می کشی بیرون و داری حاضر می شی که دقیقه نود همه چیز کنسل میشه چون یکی حالش بد بوده .. یه مقدار فکر می کنی ببینی بدتر ازحال این روزای تو هم مگه وجود داره ؟  

نتیجه اخلاقی :‌ 

"همه حیوانات مساوی هستند ، اما بعضی از حیوانات برابرتر از سایرین هستند. " 

.  

دوست جونا ممنون از نظراتتون بابت پست قبلی کلی بهم دلگرمی و روحیه داد .. امیدوارم بتونم این مرحله رو هم تحمل کنم .  چند روزه دارم به اسباب کشی از این وبلاگ فکر می کنم ... نظرتون چیه ؟ یه جورایی مجبورم و حالا دلم می خواد نظر شما رو هم به عنوان مخاطب بدونم .. به نظرتون آرشیومو کامل منتقل کنم یا نه ؟ کسی هست که برای انتقال آرشیو بتونه کمکم کنه ؟  

 

بیتانم نوشت :  

شبیه خوابی تو؛
در عمق چشم های منی
نزدیک ولی دور از دسترس!  

 

[ دوشنبه 31 خرداد 1389 ] [ 10:47 ] [ Yaprak ]
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 85653

بک لینک فا